کتاب «آنچه اتفاق افتاد» نوشتهی مرتضی سرهنگی، جلد اول از مجموعهای سهجلدی است که خاطرات نظامیان عراقی در ایران را روایت میکند. نویسنده ۱۰ خاطره کوتاه را از میان ۶۵ کتاب ترجمهشده دستچین کرده و درباره هر کدام توضیحاتی ارائه داده است. یکی از ویژگیهای کتاب، ارائه مشخصات کامل صاحبان خاطرات است. این اثر با نثری روان و مستند، زوایای کمتر دیدهشدهای از جنگ ایران و عراق را نشان میدهد و برای علاقهمندان به تاریخ معاصر و ادبیات جنگ، منبعی ارزشمند محسوب میشود. این کتاب توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
محصولات مرتبط
خاطره اول درباره گروهبان دوم وظیفه عماد جبارزعلان الکنعانی است که خاطره بدی در ذهن دارد. شبی مجبور می شود به یک سرباز ایرانی شلیک و پیکر او را غرق در خون کند. بعد از چند شب که از دست نیروهای عراقی فرار می کند، به سمت نیروهای ایرانی پناه می آورد. با مهمان نوازی و مهربانی ایرانی ها مواجه می شود و تنها کلمه ای که برذهنش نقش می بندد متأسفم است. خاطره دوم درباره سروان حمید حسین فلک، نویسنده کتاب عملیات عبور، است که خاطراتش را در آن کتاب به رشته تحریر درآورده است. ولی این کتاب سرنوشت واقعی یکی از دوستان او به نام فلاح ناصری است که در عملیات فاو به ایرانی ها می پیوندد، علیه عراق می جنگد و سرانجام کشته می شود. هشت خاطره بعدی نیز برداشتی کوتاه از کتاب خاطرات نظامیان عراقی است. گزیده متن سرهنگ خود به دفتر سازمان ملل می رود تا آن دختر را از دفتر سازمان ملل در بغداد تحویل بگیرد و به خانه سرهنگ تحویل دهد . سرهنگ ثامر می گوید: «وقتی دختر را از آنان تحویل گرفتم، چهره اش زرد بود. از رفتارش فهمیدم که چه بلایی به سرش آمده. در این حال به دختر گفتم: چرا از خانه ام فرار کردی ؟ گفت: می خواهم نزد خانواده و کشورم بازگردم . من مشتی به سرش زدم. او فریاد زد: کفش امام خمینی از شما شرافتمندانه تر است .»
کتاب «آنچه اتفاق افتاد»، نوشتهی مرتضی سرهنگی، مجموعهای سهجلدی است که به خاطرات نظامیان عراقی در ایران میپردازد. جلد اول این مجموعه شامل ۱۰ خاطرهی کوتاه است که نویسنده از میان ۶۵ کتاب ترجمهشده از خاطرات عراقیها در ایران برگزیده و دربارهی هر کدام توضیحاتی ارائه کرده است.
یکی از ویژگیهای برجستهی این کتاب، ارائهی مشخصات کامل صاحبان خاطرات در زیر هر روایت است که به درک بهتر خواننده از زمینه و شخصیت افراد کمک میکند.
بهعنوان نمونه، در یکی از خاطرات، گروهبان دوم وظیفه عماد جبار زعلان الکنعانی روایت میکند که چگونه شبی مجبور به شلیک به یک سرباز ایرانی شد و پس از چند شب فرار، به نیروهای ایرانی پناه آورد. او با مهماننوازی و مهربانی ایرانیها مواجه شد و تنها کلمهای که در ذهنش نقش بست، «متأسفم» بود.
این کتاب با نثری روان و مستند، زوایای کمتر دیدهشدهای از جنگ ایران و عراق را از دیدگاه نظامیان عراقی به تصویر میکشد و برای علاقهمندان به تاریخ معاصر و ادبیات جنگ، منبعی ارزشمند محسوب میشود.
شما میتوانید این کالا را با بهترین قیمت و ارسال فوری از فروشگاه اینترنتی کارون آنلاین تهیه کنید.
دیدگاه خود را بنویسید