کتاب "خاتون و قوماندان" اثر مریم قربان زاده، داستانی پرکشش و احساسی است که شما را به دنیایی از عشق و شور انسانی میبرد. این کتاب، با قلمی روان و جذاب، روایتگر مواجههای دلنشین با چالشهای زندگی و عشق است. فرصتی برای فرار از روزمرگی و غرق شدن در دنیای داستانی که شما را شیفته خود خواهد کرد.
محصولات مرتبط
در بخشی از این کتاب منحصربهفرد چنین میخوانیم:
((بارها این سخن علیرضا را برای خودم و آنها تکرار میکردم که ما در سه جبهه میجنگیم: «جنگ اول با خودمان است که هوای نفس را بکشیم و از تعلقات دنیا دل بکنیم؛ جبهه دوم جنگ با مزدوران اسرائیل و آمریکاست و جبهه سوم اینجاست؛ در شهر و کوچه و خانههای خودمان که به مردم ثابت کنیم ما برحقّیم و برای خدا میرویم». تأکید علیرضا این بود: «قِسم سوم جنگ، سختتر است». من داشتم در جبهه سوم میجنگیدم، بدون آنکه فَیر کنم یا جراحت بردارم.)).
متن تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب خاتون و قوماندان
سلام خدا بر شهید عزیز علیرضا توسلی، مجاهد مخلص و فداکار و بر همسر پرگذشت و صبور و فرزانهی او خانم امالبنین. حوادث مربوط به مهاجران افغان را که در این کتاب آمده است از هیچ منبع دیگری که به این اندازه بتوان به آن اطمینان داشت دریافت نکردهام. برخی از آنها جداً تاثیرگذار است، ولی از سوی دیگر حرکت جهادی فاطمیون افتخاری برای آنها و همهی افغانها است.
معرفی کتاب «خاتون و قوماندان»؛ روایتی عاشقانه از زندگی شهید علیرضا توسلی و همسرش
کتاب «خاتون و قوماندان» نوشته مریم قربانزاده، روایت زندگی و دلدادگی شهید علیرضا توسلی (معروف به ابوحامد)، فرمانده و بنیانگذار لشکر فاطمیون، و همسرش امالبنین حسینی است. این کتاب داستانی از عشق، صبر و ایمان در پانزده سال زندگی مشترک این زوج مهاجر را به تصویر میکشد.
داستان زندگی شهید علیرضا توسلی
شهید علیرضا توسلی، متولد ۱ مهر ۱۳۴۱ در افغانستان، تمام زندگیاش را در مسیر جهاد و دفاع از آرمانهای اسلامی سپری کرد. او در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق، به کردستان رفت و بیش از یک سال در جبههها حضور داشت. با پایان جنگ، به افغانستان بازگشت و برای مقابله با ارتش شوروی و سپس طالبان مبارزه کرد.
اما مسیر زندگی او با آغاز جنگ در سوریه تغییر کرد. علیرضا توسلی در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ به سوریه رفت و به فرماندهی لشکر فاطمیون، متشکل از مجاهدان افغان، مشغول شد. او نقشی کلیدی در آزادسازی شهرهای مهمی مانند حلب داشت. سرانجام، در ۹ اسفند ۱۳۹۳، در نبرد با جبهه النصره در سوریه به شهادت رسید و پیکر او در آرامگاه شهدای مشهد به خاک سپرده شد.
درباره کتاب «خاتون و قوماندان»
این کتاب روایت عاشقانه و صادقانه همسر شهید، امالبنین حسینی، از زندگی با علیرضا توسلی است. امالبنین دختری از سرزمین بامیان افغانستان بود که به دلیل جنگ و درگیری، به همراه خانواده به ایران مهاجرت کرد. ازدواج او با علیرضا، مجاهدی که تنها داراییاش ایمان به خدا بود، داستانی پر از عشق، صبر و استقامت را رقم زد.
زندگی این زوج با سختیهای زیادی همراه بود. علیرضا ماهها در جبههها میجنگید و امالبنین در ایران با مشکلات مالی و تربیت سه فرزند کوچک دستوپنجه نرم میکرد. با این حال، عشق و ایمان آنها به یکدیگر باعث شد این سختیها به خاطراتی شیرین تبدیل شود.
نقاط قوت کتاب
مریم قربانزاده، نویسنده این اثر، توانسته با قلمی صمیمی و روان، مخاطب را به عمق احساسات و لحظات زندگی این زوج ببرد. او خاطرات تلخ و شیرین امالبنین و علیرضا را با دقت و صداقت روایت کرده و تصویری ماندگار از ایثار و مجاهدت خانوادههای شهدا به یادگار گذاشته است.
چرا «خاتون و قوماندان» را بخوانیم؟
این کتاب نه تنها داستانی از عشق و خانواده است، بلکه روایتی است از انسانهایی که در سختترین شرایط، زیباییهایی از جنس ایمان و صبر آفریدند. خواندن «خاتون و قوماندان» شما را با زوایای جدیدی از زندگی مجاهدان افغان و خانوادههای آنها آشنا میکند و قدرشناسی از امنیت و آرامش امروزمان را دوچندان میکند.
«خاتون و قوماندان» تنها یک کتاب نیست؛ بلکه سفری است به دل تاریخ و زندگی انسانهایی که از عزیزترین داراییهایشان برای آرمانهایشان گذشتند. اگر به دنبال یک روایت عاشقانه، عمیق و الهامبخش هستید، این کتاب را از دست ندهید.
دیدگاه خود را بنویسید